قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
158
درة التاج ( فارسى )
شش زيادت كردند [ ( و ) ] در يكى از آن بحث كنند از معانى مفرده ، و در ديگر از قضايا ، بس ابواب منطق هشت شذ ، و اين ترتيب ارسطاطاليس است . و فرفوريوس - كى از متابعان او بوذ « 1 » ، بحث الفاظ - و كلّيّات خمسه - كى ارسطو در باب معانى « 2 » مفرده آورده بوذ ، يعنى مقولات جذا كرد ، و در بابى مفرد آورد - و آن را « [ ا ] » يساغوجى نام كرد ، و اين أفراز بغايت نيكو كرد ، - جه كلّيّات خمسه - و دلالات الفاظ ، در ذهن توانند بود ، - و مقولات عشر طبايع موجودات خارجىاند ، بس افراز ايشان از يكديگر بهتر از مزج ايشان ( است ) بهم « 3 » ، و ازين جهت ابواب منطق نه آمذ - اينست تمامى اقسام حكمت نظرىّ « 4 » .
--> ( 1 ) - اوست - م . ( 2 ) - معانى خمسه - م . ( 3 ) - ايشان بهمديگر - م - ط - ه . ( 4 ) - تا اينجا يعنى « اقسام علوم عقليه » درست مطابق است با رسالهء ابن سينا ( - كه در مجموعهء « تسع رسائل » او پنجمين رساله است ، و يك بار در قسطنطينيّه بسال 1298 چاپ مغلوطى شده است - و بار ديگر از روى همين چاپ در هند ) ، - و رسالهء ديگرى كه منسوب است بخواجه نصير الدين الحكيم الطوسيّ - ( كه نسخهء خطّى آن كما بيش يافته مىشود - و اين تلخيص همان رسالهء ابن سينا است ) ولى مصنف برخى سخنان ديگران را در تقسيم علوم بر مطالب شيخ افزوده است . امّا اخوان الصفا در رسالهء هفتم در تقسيم حكمت ( طبيعى - رياضى - الهى ) منطق را قسم چهارم شمرده - و چون منطق را طبق كتب ارسطو بخش نموده - ايساغوجى را برأسه قسمى ندانسته است . بعلاوه طبيعى را هفت قسم دانسته و علم النفس را كه اهمّ مسائل و مباحث طبيعىّ است از اقسام آن نشمرده است ، و نيز علم الهى را گر چه مانند ابن سينا پنج قسم آورده - ولى مباحث امور عامّه - و نظر در اصول و مبادى را قسم جداگانه قرار نداده و بجاى اين دو روانشناسى را يك بخش الهى پنداشته ، و اقسام پنجگانهء سياسات را - كه از اقسام حكمت عملىّ است قسم ديگر ، - اقسام اصلى و فرعيّ حكمت را از همديگر ممتاز ننموذه و در علوم فرعىّ باندك اشاره بسنده كرده است . و امّا خوارزمى ( متوفى بسال 387 ) در مفاتيح العلوم ( چاپ مصر 1349 ) در مقاله دوّم اقسام حكمت عملى ، و علم الهيّ را اصلا نياورده و فروع رياضى از قبيل علم الحيل را پنداشته است كه از اقسام آن علم نيست ، و در علم طبيعىّ هم ميان اقسام اصلى و فرعى فرق نگذارده است ، و درين ميان فقطّ نه قسم منطق را بدرستى شرح داده است . و از كسانى كه از مصنّف متأخّرند حاجى خليفه در طبيعى و رياضى بذكر اقسام فرعى نپرداخته ، و آنچه در مواضع متفرّق ايراد كرده چون از مآخذ مختلف گرفته مختلف است ، و از نظر فنّى چندان مفيد نيست . - تا جائى كه نگارنده مطّلع است شرح اقسام علوم شرقيّ : از عقلىّ - و نقليّ ، بدين شرح و بسط و جامعيّت كه ملاحظه مىشود مختصّ كتاب حاضر است . اين تقسيم از پيشينيان است امّا با كون علوم را بر حسب سه قوّت كه در پيدايش آنها مدخليّت دارد بخش كرده : فنون جميله - و علوم ادبىّ را بتخيّل . - و تاريخ مدنيّ و طبيعى را بحافظه . - و خداشناسى - و خودشناسى - و طبيعى - و ما بعد الطبيعه - و منطق - و اخلاق را - به نظر و فكر نسبت داده است . - و حالا علوم را بشش بخش تقسيم مىكنند : رياضيّات - فيزيك - شيمى - علم اجسام ذى روح - روانشناسى - علم الاجتماع ( نگاه كنيد بتاريخ الفلسفه محمد بدر چاپ دوّم مصر ص 6 - 8 ) و باز هم در تقاسيم علوم سخن بسيار است نگاه كنيد بدائرة المعارف بستانى ج 8 ص 130 - 132 ، - و فريد و جدى ذيل عنوان « علم » و « فلسفه » و كتاب الفلسفة النّظريّه تصنيف كرديسنال مرسيه ج : 1 فصل دهم ( كه نزديك است به همان تقسيم ارسطو ) و تاريخ الفلسفه حنا اسعد چاپ مصر 1291 و اصول الفلسفه امين واصف بك چاپ مصر 1338 ج 3 الكتاب الثّانى 44 - 48 . - و كتب كانت و هربرت اسپنسر و غيرها .